مرتضى مطهرى
84
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كشتى نشسته است و كشتى هم حركت مىكند ما حكم كشتى را به اين ساكن مىدهيم و اين ساكن را هم متحرك مىگوييم . اين را عقل مىفهمد ولى به عرف اگر شما بگوييد يك آقايى كه اينجا سوار هواپيما شده است و الآن به لندن رسيده است حركت نكرده است كلّهء آدم را مىشكنند . ولى فيلسوف مىگويد : نه ، اين آقا حركت نكرده است ، هواپيما حركت كرده است . اين را مىگويند « واسطهء در عروض » يعنى دو شىء كه با هم نوعى ملابست دارند و يكى از آن دو يك حكم را دارد واقعا ، ذهن حكم واقعى را به ديگرى نسبت مىدهد ؛ و در اينجا مىگوييم كه واسطهء در عروض در كار آمده است و گاهى هم مىگويند « حيثيّت تقييديّه » . البتّه اين مثال كه گفتيم بنابر نظريهاى است در باب مكان كه ما مكان هر شىء را همان سطح جسم حاوى خودش بدانيم ، ولى اگر كسى در باب مكان مثلا نظريهء اشراقيها را قائل باشد يعنى براى فضا استقلال از جسم قائل باشد ديگر نمىتواند اين مثال را از موارد واسطهء در عروض بداند « 1 » . حال ، فيلسوفان مىگويند كه در آن مثال ، حقيقت مطلب اين است كه آن سفيد واقعى همان خود سفيدى است ، ولى چون سفيدى با جسم اتحاد دارد ذهن هميشه اين حكم سفيد را كه صفت سفيدى است به جسم كه در ذات خودش نه سفيد است و نه سياه سرايت مىدهد . شما مگر نمىگوييد جسم در ذات خودش نه سفيد است نه سياه است نه چيز ديگر ، و رنگ امرى است وراى جسم ؟ ولى در عين حال شما مىگوييد جسم سفيد است و حال آنكه آن ، سفيد واقعى نيست .
--> ( 1 ) . در باب مكان دو نظريه هست : يك وقت ما مىگوييم كه فضا غير از اجسام است ؛ اجسام در فضا شناورند . در اين صورت شخصى هم كه در كشتى يا هواپيما نشسته است دارد تغيير مكان مىدهد چون فضايش عوض مىشود ، فضايى كه پر كرده است عوض مىشود . ولى نظريهء ديگرى هست كه از قديم هم بوده است و در نظريهء اينشتين هم هست كه مكان را خود جسم مىسازد ، ما مكانى غير از جسم نداريم نه اينكه مكان چيزى است غير از جسم كه جسم در آن شناور است . اصلا مكان يعنى همين اجسام . اگر همهء اجسام عالم را معدوم كنند مكان هم معدوم مىشود ، نه اينكه اگر ما اجسام عالم را معدوم كنيم مكان يعنى فضايى باقى مىماند . طبق اين نظريه مطلب همين جور است كه گفتيم ؛ يعنى الآن كه زمين حركت مىكند ، زمين حركت مىكند ما حركت نمىكنيم . مكان ما همين جسمهايى است كه بر ما احاطه دارند . هواى دور و بر من كه عوض نمىشود ، من كه محيطم را عوض نمىكنم ؛ من و همهء محيطم و همهء اين فضا و همهء اين هوا حركت مىكند .